شهيد آويني در مورد كسب مقام فيلم هاي ايراني در جشنوارههاي خارج از كشور مي نويسد: ... دوستي كه خود از دستاندركاران جشنواره فجر بود ميگفت: «داوري جشنواره فجر به شدت متاثر از فستيوالهاي خارجي است و مكيال قضاوت، معيارهايي است از همان دست... ناگهان در وسط كار خبر ميآورند كه فلان فيلم در فلان جشنواره پذيرفته شده است و همين خبر كافي است تا آن فيلم كذايي از زبالهداني خارج شود و جايزه بگيرد.»



طنز - : پس از اقدام دولت در اجرای قانون برنامه پنجم و ادغام برخی وزارتخانه ها و فراز و نشیب ها و بحث های پیرامون ادغام ها، چاپار بانو! خبررسان فعال ما، به میان شخصیت های مختلف سیاسی رفته و سخنان آنها را در مورد "ادغام ها" جویا شده.
علی مطهری: از نمایندگان می خوام که با رأی به این قانون، سند بردگی یک وزارتخانه به وزارتخانهی دیگه رو امضا نکنن! البته این زیاد مهم نیست. مهم آزادی بیانه. حتی اگر کسی اومد خدا رو هم انکار کرد که نباید زد دهنش رو با آسفالت ادغام کرد! خب بالاخره اونم نظری داره! همه بهخصوص بنده باید در اظهارنظر آزاد باشن. بقیه هم بتمرگن سر جاشون!... بوووووق!...
علی لاریجانی: بله... ما این ادغام رو یک وصله پینهی سیاسی می دانیم. مع الوصف باید در مجلس بررسی بیشتری شود.
علیرضا زاکانی: من خبر دارم در جلسهی خصوصی احمدی نژاد با رهبری؛ احمدی نژاد سه تا شرط گذاشت. 1. ادغام رئیس دفتری با ریاست جمهوری، 2. ادغام مشایی با تمام وزارتخانه ها 3. ادغام منشور کوروش با قانون اساسی!
اسفندیار رحیم مشایی: ادغام یکی از اصول مثبت آفرینش است. بنده بهزودی نظریه تکمیلی رو در ادغام مکتب ایران و مکتب اسلام تبیین می کنم.
اکبر هاشمی رفسنجانی: من که همیشه گفتم هنوز به همون حرفام تو نمازجمعه معتقدم. البته هر چی که رهبری بگن همونه... ولی خب این ادغام هم راه حل خوبیه. نظرات منو با نظرات رهبری ادغام کنن ولی بازم همون حرفایی که تو نمازجمعه زدم!
فائزه هاشمی: والا از این دولت نکبت هر چی بگی بر میاد... باید به مجلس هشدار بدم که اگر به این ادغام ها رأی بدن. امر بر این ها مشتبه می شود و ادعا می کنن که دولتشون با دولت امام زمان ادغام شده!
مهدی هاشمی: بعضیا پرونده دیگران رو به زور با پرونده من ادغام کردن. از قوه قضاییه می خوام که در یک دادگاه عادل و سالم و غیر فرمایشی، حکم برائت منو اعلام کند تا سیه روی شود هر که در او غش باشد!
زهرا رهنورد در دیدار با پیرزن های سبزی پاککن آزادی خواه مقیم مرکز آشپزخانهی منزل عفت خانوم، در حین عملیات مجاهدانهی سبزی پاک کردن اعلام کرد: آره خواهر! از اونجایی که من دختر لرستان و عروس آذربایجانم و موهَنِس هم داماد لرستان و فرزند آذربایجان، و چون من و موهنس برای بالا رفتن از یه پله هم تو خونه دست همو می گیریم، یکی از اهداف جنبش رو ادغام لرستان و آذربایجان در نظر گرفتیم.
میرحسین موسوی: یافتم... یافتم! بله! همینه دیگه! این یکی از شگردهای تقلب کودتاگران شعبده باز در انتخابات بود! من 26 میلیون چیز... رأی داشتم. ولی کودتاگران رأی های منو دوتا دو تا با هم چیز... ادغام کردن، mp3 فشرده! دیدید که کیفیت رأی هام چقدر بالا بود!
مهدی کروبی هفت سال و چندین ماهه از دیار فانی!: من سند دارم که احمدی نژاد زیر عنوان خلیج عربی اقدام به گرفتن عکس یادگاری کرد!... گزارشگر: حاجآقا! اقدام نه، ادغام!... کروبی: ها؟ چی؟!... والا من هم ننهام مُرده هم ننجونم! اما هیچ کدومشون بهم یاد ندادن ادغام یعنی چی! از کارشناسام بپرسید.
فضول محل: در ادامهی تصویب کارشناسانه مجلس در ادغام سه وزارتخانه راه و مسکن با ارتباطات و فناوری اطلاعات! پیشنهاد می شود وزارت در شُرُف تأسیس ورزش را نیز با وزارت دفاع ادغام کرده تا بازیکنان و داوران به جدیدترین فنون پیاده روی زیر باران صندلی و سنگ و بطری مجهز شوند.
سارا فراز - رجانيوز
خدمت شما بینندگان عزیز سلام عرض می کنم و درود می فرستم. من از خیابان ولیعصر تهران با شما حرف می زنم، جایی که صدای سکوت هزارن و بلکه میلیونها تهرانی گوش ها رو پاره می کنه. امروز اینجا غوغایی بود. مزدوران رژیم با حمله به افرادی که سکوت کرده بودند، اونها رو واردار می کردند تا حرف بزنند. ماموران با فوت کردن داخل دهان مردم ساکت، دهان آنها را باد می کردند و بعد با محکم زدن روی لپ های آنها باعث می شدند تا صدای پوف از دهان مردم خارج شود و سکوت آنها بشکند.
البته هیچ کدام از این کارها باعث نشد تا فضای ساکت این عصر بهاری از بین برود. ما شاهد بودیم که بچه ای که از زور دستشویی رنگش قرمز شده بود، برای اینکه از فرمان سکوت تمرد نکند، حاضر نبود که به پدر و مادرش بگوید كه چه مشكلي دارد و البته والدین او هم از ادا و اطوارش سر در نمی آوردند و خب مشخص است که در این شرایطی چه گندی به راهپیمایی سکوت خواهد خورد.
صحنه دیگری که امروز همگان رو متاثر کرده بود، خودداری رانندگان از بوق زدن بود. مردم اشک می ریختند وقتی می دیدند که راننده ای حاضر است عابر پیاده ای را زیر بگیرد ولی بوق نزند و وفاداری خود را به راهپیمایی سکوت نشان دهد. گریه کنندگان با دیدن این صحنه ها بدون اینکه حرفی بزنند، فریاد می زدند: این خونها در برابر جنبش ارزشی ندارد.

صحنه دیگری که در برابر صدها، بلکه هزاران، بلکه میلیونها دوربین تلویزیونی ثبت شد، آن لحظه ای بود که یکی از عوامل رژیم سعی میکرد با تقلید صدای یکی از حضار جوری وا نمود کند که انگار آن فرد سبز اندیش در حال حرف زدن است. مردم حاضر در این راهپیمایی حتی برای اینکه هیچ بهانه ای به مزدوران رسانه ای رژیم ندهند روی پلاکاردهای خود هم چیزی ننوشته بودند و با بلند نکردن یک برگه یا پارچه سفید، حتی پلاکاردهای خود را هم ساکت کرده بودند.
این راهپیمایی در حالی انجام گرفت که برنامه ریزی دقیق طراحان آن باعث شد تا هوا سرد نباشد و مانند افتضاح 25 بهمن کار کردن تصاویر آرشیوی اغتشاشات تابستان 88 دردسر ساز نشود. تبریک می گویم به همه شما مغز پسته ای های ساکت که مثل پسته دهان بسته بودید و به شما طراحان و ایده پردازان جنبش سبز که مغز پسته ای هایی واقعی هستید.
صل مثبت آفرینش سرعت گرفته و افراد دائما در حال ورق خوردن هستند. گاهی این ورق خوردن ها به قدری سریع اتفاق می افتد که انسان نمی فهمد صفحه چند بوده است. کسی که زمانی در جای مقدمه ناشر نشسته بود، حالا ورق خورده و به قسمت اعلام رفته است و برعکس، کسی که روزی نامش را می شد در قسمت شهرها و مکانها و در بخش فارس و شیراز یافت، امروز در طلیعه فصل آثار باستانی جا گرفته است. اگر شما هم می ترسید که ورق بخورید، بهتر است با رعایت اصول زیر خود را بیمه کرده و برای همیشه به مدیری که فقط ترقی می کنید تبدیل شوید؛ مخصوصا اگر دوست دارید در حلقه آقای فرعی هم جایی داشته باشید!
1. این فیلم اصلا هنری نیست یا بهتر بگویم؛بقول این تیریپ هنرمندها فیلم نه برای تماشاچیه خاص درست شده نه عوام، بلکه برای مردم است و بس.
2. کسانی که برای دیدن این فیلم می آیند جزو اون دست آدم هایی هستند که فیلم درخوری نمی بینند که برایش زحمت سینما آمدن را به خود بدهند و اصلا کلاسشان به سینما نمی خورد((یه دست آدم هایی هستند که به برکت زحمت کشان جمهوری اسلامی یه جای سالم فرهنگی تفریحی پیدا نمی کنند که دست زن و بچشون بگیرن برن اونجا)).

3. این فیلم برای اولین بار عکس امام خمینی و امام خامنه ای را بر دیوار خونه اون جانبازشیمیایی(حاج آقا رسولی)زده.جل الخالق به حق چیزای ندیده و نشنیده مگه تو ایران هم مردم عکس امام شون به دیوار می زنند.
4. این فیلم نه ازکن،اسکار، برلین و نه ازجشنواره فجر!!! ونه از هیچ جشنواره ای جایزه گرفته است . وتنها از دست عوام لا فهمِ درِ داهاتیِ سینما نشناسِ بی سوادِ کیک و ساندیس خور سه دوره متوالی مدال پر مخاطب ترین فیلم تاریخ سینمای ایران عزیز را گرفته است.
5. در این فیلم اکبر عبدی،امین حیائی،سید جواد هاشمی و دیگر بازیگران این فیلم قشنگ ترین و راستکی ترین بازی هایشان را کرده اند...
اشک های راستکی،خنده های راستکی،داد و بی داد های راستکی،طعنه و کنایه های راستکی و...
6. این فیلم پشتوانه رسانه ای نداشته استو نهBBCونهVOAونه سایت های وابسته داخلی و خارجی و نه سایتها و نشریات و روزنامه های صنفی فقظ یه مشت وبلاگ نویس درب و داغون عین ماکه گمونم سه شنبه ها رفتند فیلم رو دیدند.
7. دراین فیلم متاسفانه به یک اساس مهم سینما که می گوید باید موئنثی به مذکری برسد توجه نکرده است و همین امر بی حرمتی بی به خدایگان سینمای ایران است که از قضا ید طولایی دراین سبک دارند(کیه؟ ننه منم قیصر تا شاخه گلی برای عروس)است.
8. در این فیلم بعد از فیلم های رامبو مآب دفاع مقدس برای اولین بار چهره های دلسوز مردم و انقلاب و حزب الهی اُمل و لمپن،متحجر،وحشی،وطن فروش،رانت خوار معرفی نشدند.
9. در این فیلم مشابه ای ازستادهای انتخاباتی نامزدهای انتخاباتی 88 نشان داده می شود که از چگونه پول خرج می کنند تا رای جمع می کنند و این دروغ است . در صورتی که در انتخابات سال88 تمام ستادهای نامزدهای انتخاباتی کاملا مردمی بود و هزینه ای نکردند تنها یک نامزد هزینه کرد که آنهم از اموال حکومتی بود و ستاد ها هم نیز وابسته به حکومت و کلا طرفداران هم حکومتی بود.
10. بیکارید، وایستید تا سه شنبه بشه برید نیم بها اخراجی ها را ببینید.آقایان روشنفکر همه چیز بلد فیلمساز به دنیا اومدة قاچاقچی به خاطر اینکه شعار مابیشماریم شان ضایع نشود کپی اخراجی ها را در سطح کشور پخش کرده اند
11. دهنمکی در این فیلم "ما می توانیم" این شعار دروغین و رزمندگان را صرف کرده است و پته سینما دونها و همه چیز بلدهای این صنف مبتنی بر کج بودن زمین را رو می کند.
12. به قول محمد رضا(در وصفش همین را بگم از 10سالگی فیلم نگاه کن حرفه ای که البته غیر ایرانی است. که پدر پهنای باند دانشکده علوم دانشگاه تهران را بادانلود فیلم هایش داقون کرده است)بعد از دیدن فیلم کجاست دوربین برنامه7 تا از این فیلم بگم.
13. این فیلم فرزندناخلف سینمای ایران است که به سازآنها نمی رقصد.
14. برای اینکه از فیلم ساختن دهنمکی در لیالی قدر و مناسبت های شهادت اهل بیت(پیرامون صحبت آقای دهنمکی مبنی بر اینکه مطلب منبر هیئت و مسجد را باید به ابزارسینما زد)
15. مجبور می شید عین من شب تا نصف شب و بعد از نمازصبح تا10 برای احساس مسئولیتی که نسبت به این فیلم بهتون دست می دهد بنشینید مطلب بنویسید.
16. با دیدن این فیلم آدم نمیدونه حرف حاتمی کیا حرفِ دل جوون هاست یا حرف دهنمکی.
![]()
17. چراکه اینکه این فیلم از دو فیلم دهنمکی کاملتر و بهتر شده است.
18. به این دلیل که از پت و مت های فتنه 88 خاصه شیخک بی سواد که سوژه خنده این فیلم بود تشکری در تیتراژ نشده بود.
19. به خاطر چهارچوب شکنی گرافیست در تیتراژکه برای جایگاه و احترام سادات کلمه سید را با رنگ سبز نشان داده است.
20. به خاطر فربه بودن و قشنگ بودن ترانه پایانی فیلم.
21. این فیلم یادآور پاشیده شدن خانواده ها به خاطر فتّانه های بازی خورده.
22. یادآور تلف شدن خیلی از فرصت ها در پشت آن ترافیک های کاذب و مجازی بود.
23. دیر شد تاابوالفضل سپهر و.. این فیلم را ببیند.
24. هنوز دکتر احمدی نژاد و هیئت دولت وجانبازانی که دنیا از آنها بریده و آسایشگاه نشین شده اند نه لژ نشین و خانواده شهید غلام کبیری ها ندیده اند.
شهيد آويني در نامه خود به برادرش اين گونه نوشت:دلم ميخواست امروز كه ايران، اين پسر گم شده، بعد از قرنها ميرود كه به آغوش خانوادهي خويش بازگردد، در كنارم بودي و با هم زير لواي اسلام عزيز و در كنار امام خميني، اين فرزند راستين محمد(ص) و اين نشانهي خدا بر زمين، جهاد ميكرديم.

يكي از برادران «شهيد سيد مرتضي آويني» ديربازي است كه در ايالات متحده آمريكا سكونت دارد.آن چه خواهيد خواند متن تخليص شده يكي از نامه هاي مرتضي به اين برادر است.براي دريافت متن كامل اين نامه با سيد محمد آويني تماس گرفتيم.ابتدا قول مساعد داد اما زماني كه براي پيگيري اين قول دوباره مزاحم ايشان شديم ، با اين جمله ساده كه «پيدا نشد» اميدمان نا اميد شد و به ناچار به همين متن كوتاه شده و ناقص بسنده كنيم. اميد آن كه روزي تمامي آثار آن فرزانه بي بديل از سد گزينش نزديكان و منسوبين ايشان به سلامت بگذرد و در دسترس عموم قرار گيرد.
*برادر!
سخنان جناب معاون اول رییس جمهور که طی آن مشکل فلسفی چگونگی ضبط اعمال توسط ملائکه حل شده بود، نشان داد که ارایه نظرات کارشناسانه در حیطه دین امری همگانی بوده و اختصاص به افرادی خاص ندارد. این بیانات البته موجب شد تا جمله کفار و منافقین که تا به حال بر اثر این شبهه به مخالفت با اسلام پرداخته بودند، متحیر شده و در حالی که شیون می کشیدند از اعمال خود توبه کنند.
این مسأله در کنار در پیش بودن نوروز که دست شیطان در آن محکم بسته است، موجب شد تا سایر مقامات نیز به ارایه دیدگاههای فلسفی، مذهبی، نوروزی خود در مورد موضوعات مختلف بپردازند که موارد زیر، بخشی از آنهاست:
یکی از مسئولان سازمان هواپیمایی کشوری:
دور شدن انسان از ملکوت همه اش تقصیر شیطان است. اگر شیطان نبود، انسان آسمانی میشد. بنابراین بسته بودن دست شیطان در نوروز موجب نزدیک شدن آسمان و زمین در این ایام میشود و به دلیل نزدیکی بیش از حد زمین و آسمان است که گاهی هواپیماها با زمین برخورد می کنند. مطالعات نشان داده است که نزدیک شدن زمین و آسمان، بعد از خلبان و نقص فنی، بیشترین علل سوانح هوایی را تشکیل می دهد و جالب آن است که در این مورد هم مثل دو مورد دیگر نمی توان بعد از سقوط کسی را محاکمه کرد.
یکی از مسئولان توهین به شأن مجلس (مشهور به علی مطهری):
نوروز زمان خوبی است که همه کینه ها را فراموش و دلهای خود را از هر بغض و خصومتی خالی کنیم تا کینه دانمان حسابی جا باز کند. بعد وقتی که جا بغضیمان حسابی جا باز کرد، می توانیم تمامش را پر کنیم از بغض و نفرت از رییس جمهور. همچنین پیشنهاد می شود مبدأ تاریخ نگاری ما از شمسی خورشیدی به شمسی توهینی تغییر پیدا کند و 13 خرداد هر سال نیز به عنوان اولین روز این سال شناخته شود تا هیچ گاه خاطره جنایتی که در مناظره ها صورت گرفت از ذهن ها پاک نشود. امسال سال دوم شمسی توهینی است و احمدی نژاد هنوز زنده است. آه ای خدای... ما را ببخشای...
یکی از مسئولان ایجاد سوال برای مردم در مورد قوه قضاییه (معروف به فائزه)
نوروز، وقت نو شدن است، وقت سبز شدن طبیعت. و انسان باید در همه ابعاد نو شود. از نو بخورد و همچنین چیزهای نویی را بخورد. من تا به حال فکر می کردم که تنها ساندویچ است که خوردن آن انسان را در رسیدن به اهدافش کمک می کند اما حالا فهمیدم که فحش خوردن از آن هم تاثیرش بیشتر است. از این رو در سال جدید به جای ساندویچ خوردن و لباس از هفت تیر خریدن و پوشیدن می خواهم فحش بخورم و لباس دخترکان محجوب را بدزدم و بپوشم. من حتی اگر پایش بیفتد، حاضرم هر چیز دیگری را هم بخورم تا جهان سبز شود.
یکی از مسئولان فدراسیون فوتبال:
برخی فکر می کنند که انتخاب نشدن مربی تیم ملی تقصیر ماست، در حالی که این ما نیستیم که مربی را انتخاب می کنیم بلکه این مربی است که ما را انتخاب می کند. ضمنا چگونه می توان در آستانه نوروز به انتخاب مربی دست زد، در حالی که همین امروز و فرداست که سال تحویل شود و سالی دیگر ورق بخورد و اصل مثبت آفرینش اجرا شود. آنوقت اگر مربی انتخابی ما هم نا غافل ورق خورد، شما جوابش را می دهید؟
یکی از مسئولان لجن مال کردن حیثیت روشنفکری در جهان(معروف به رهنورد)
فرمود ما انسانها را از اقوام مختلف قرار دادیم تا از هم باز شناخته شوند. ولی من فکر می کنم که اقوام مختلف حتی برای این است که کاندیداها هم از هم باز شناخته شوند. امیدوارم سال جدید فرصتی باشد تا من، به عنوان روشنفکر ترین زن ایرانی بتوانم جواب سوالات غامض خودم را پیدا کنم. آخر من در سال گذشته توانستم بفهمم چگونه ممکن است لرها به فرزند خودشان رای ندهند اما هنوز نفهمیده ام چگونه ممکن است لرها به داماد خودشان رای ندهند؟ شما می دانید؟
یکی از مسئولان اتخاذ سکوت در فتنه ها
نوروز به این خوبی، بهار به این قشنگی، همه چیز سبز، همه چیز خوشگل، هوای دلپذیر، نم نم بارون، حیف نیست با هم دعوا می کنیم. بیاید با هم دوست باشیم. یک کم شما کوتاه بیا یک کم هم اون کوتاه بیاد. شما بگو من اشتباه کردم، اون حرف ها رو زدم، اونم بگه من اشتباه کردم هی بیانیه نوشتم. حالا که دیگه دست شیطونم بسته است دیگه بهونه ای برای دعوا نداریم! فرشته ها که رو شونه هامون نشستن می بینن و می نویسن بعد هم با یه چیز قد ناخون می اندازن رو دیوار و همه می بینند؛ رسوا می شیم میره پی کارش ها! خدا اينقدر آدمای مهربون رو دوست داره. با هم می ریم سیزده به در، والیبال بازی می کنیم. کباب می خوریم. انقدر خوش می گذره. آفرین با هم دوست باشید.
امروز سه شنبه 10 اسفند است.
وارد داشگاه مي شوم . فضاي دانشگاه ، امروز جور ديگري است .چندين عكس در فضاي دانشگاه نصب شده است . فكر كردم اينجا نفرات برتر علمي و آموزشي را اينگونه تشويق مي كنند . عكسهايشان را نصب مي كنند تا همگان آنها را ببينند .
ولي نه !
جلوتر مي روم ....
جمله ي اصحاب الشهيد حسين رهگذر مرا به فكر فرو مي برد .
خدايا چه خبر است اينجا ؟
براي من كه سال اول تحصيل در اين دانشگاه را مي گذراندم عجيب بود .
با اصرار يكي از دوستان به طرف آمفي تئاتر مي رويم . در مسير بنر ديگري توجه ام را جلب مي كند :
سومين سالگرد اصحاب الشهداي خيام مشهد
وارد امفي تئاتر مي شوم .
عجب فضايي است اينجا !
مراسمات ديگري را در اين مكان بوده ام ولي امروز حال و هواي ديگري داشت .همان طور كه روي صندلي مي نشينم به عكسهاي نصب شده در روي سن آمفي تئاتر خيره مي شوم .

عكسهايي از جوانان هم سن و سال خودم . فضاي غريبي است علي خصوص كه آنجا مجري اشعاري را در مقام شهدا مي خواند و مي گويد :
رفتند
سوختند
و ...
كليپ كه پخش مي شود سالن تاريك مي شود . فيلم هايي قبل از عروج شهادت گونه جوانان در حال پخش است . همه شان خندان و شاد .
فكر مي كنم خدايا اينها به چه مي خندند ؟ آيا خبر دارند كه .... ؟ هزاران سئوال ديگر در ذهنم نقش مي بندد .كه ناگهان صداي گريه ها بلند مي شود .
صحنه هايي از سوختن اتوبوس حامل دانشجويان در حال پخش است . واقعا با ديدن تصاوير سوختم مثل آنها .
صداي گريه همچنان بلند است . در اين ميان صداهايي آشنا به گوش مي رسد . آري . صداي گريه ي مادر است .
مادري كه از شدت گريه شانه هايش در حال لرزيدن است . دلش تنگ شده است .دلتنگ جوانش .دلتنگ جواني كه برايش آرزوهايي در سر داشت ولي قسمت چيز ديگري بود ............... .
مراسم تمام مي شود .
همان طور كه بيرون مي آيم چشم به بنر ديگري مي افتد :
ثبت نام راهيان نور !!!
شهيد – مادر – جوان – دلتنگي – اصحاب الشهدا – راهيان سرزمين نور - ...
نمي دانم ثبت نام كنم يا نه ؟
اصحاب الشهدا شدن هم لياقت مي خواهد !
در مسير كلاس به اين فكر مي كردم كه آنها واقعا شاگرد اولند كه عكسهايشان زينت بخش دانشگاه شده است.
ممتازين راه عشق و نور .
يكي از طراحان كودتاي مخملي در سازمان سيا به جاي اعتراف به شكست طراحي هاي اين سازمان عليه جمهوري اسلامي ايران ادعا كرد كه اپوزيسيون تفكر و عملي استراتژيك نداشته است.

به گزارش جهان به نقل از کیهان اظهارات جين شارپ در حالي است كه گروهك هاي ضد انقلاب و دست اندركاران فتنه سبز با اطاعت كامل صرفاً راهبرد ديكته شده از سوي سرويس هاي جاسوسي سيا و ام آي۶ و تئوريسين هايي چون شارپ، جرج سوروس، ريچارد روروتي، جان كين، مايكل لدين و... را در پيش گرفته بودند.
شارپ در مصاحبه با تلويزيون دولتي انگليس هر چند ادعا كرد با سازمان سيا همكاري ندارد اما گفت: در ايران به نظر مي رسيد كه جنبش سبز و مخالفان خيلي چيزها را بلد بودند اما نشانه اي از اينكه مبارزه بدون خشونت را عميقاً فهميده باشند به چشم نمي خورد. شايد آنها به اندازه كافي برنامه ريزي نكرده بودند.
وي همچنين گفته است: اگر مخالفان در ايران مبارزه بدون خشونت را عميقاً مطالعه نكرده اند و حكومت را با دقت بررسي نكرده اند كه بفهمند چرا اينگونه عمل مي كند و اگر نمي دانند كه چطور بايد تفكر و عملي استراتژيك داشته باشند، نتيجه اين مي شود كه اغلب براي يكي دو تا راهپيمايي برنامه ريزي مي كنند و فكر مي كنند سقف حكومت به شكلي معجزه آميز فرو مي ريزد. اينگونه موفق نخواهند شد. ما دانش استراتژيك لازم را در جزوه اي گنجانده ايم كه راهنمايي است جهت برنامه ريزي استراتژيك. مخالفان گاه فكر مي كنند همه چيز را بلدند و به همين خاطر لاجرم شكست مي خورند چون به اندازه كافي آگاه نيستند.
اين اظهارات در حالي است كه عناصر اصلي سازمان اغتشاش و آشوب ۸۸، ماه هاي متمادي با سرويس هاي سيا و موساد و ام آي۶ در ارتباط بودند و كارورزي هاي لازم را چه قبل از راه اندازي آشوب و چه بعد از آن سپري كرده اند.
آنها در عرصه ميداني نيز تمام راهبردها و تاكتيك هاي ديكته شده را در پيش گرفتند كه القاي پيشاپيش تقلب در انتخابات، تشكيل كميته صيانت از آرا، متوسل شدن به نمادها و سمبل هاي فريبنده، گردآوري رنگين كماني از مخالفان حول محور نفي، تن ندادن به قانون و تلاش براي انسداد مكانيزم هاي حقوقي حل اختلاف، ايجاد آشوب خياباني، ترور و كشته سازي، و حمله به اركان قانون اساسي از آن جمله است.
نكته جالب، اقدام تبليغاتي BBC- به عنوان بازوي تبليغاتي سرويس جاسوسي MI۶ انگليس- در خدمت مستقيم سازمان CIA و ترويج راهكارهاي عملياتي توصيه شده از سوي كساني نظير جين شارپ است. بي بي سي هر چند ادعا كرد شارپ آدم فقيري است كه در محله اي كارگرنشين در بوستون زندگي مي كند! اما در عين حال اذعان كرد كه وي به بسياري از كشورهاي مخالف آمريكا براي راه اندازي تنش و اغتشاش سفر كرده است.
نه بي بي سي و نه شارپ توضيح نداده اند كه اگر حقيقتاً دنبال مردم سالاري هستند چرا در ماجراي آشوب هاي اجتماعي- اقتصادي گسترده چند ماه پيش در كشورهاي اروپايي (انگليس، آلمان، فرانسه و ايتاليا) كه با سركوب شديد معترضان همراه بود، مطلقاً سكوت كردند و نسخه هاي «رهاسازي خويشتن» را براي مردم اروپا ارائه نكردند؟